حاج ملا هادي السبزواري ( يا يكى از شاگردانش )

18

هادي المضلين ( فارسى )

اگرچه كشف اسرار ، غير از ندامت حاصلى ندارد ، به مصداق حديث : « لو علم سلمان ما فى قلب أبى ذر لقتله و لو علم أبو ذر ما فى قلب سلمان لكفّره » [ 10 ] تقرير و تحرير اين مراتب در نزد اهل ظاهر ، خود را به عسر و حرج انداختن است . گفت آن يار كزو گشت سر دار بلند * جرمش آن بود كه اسرار هويدا مىكرد مقصود از « اسرار » علم است و علم در معنى نقطه‌اى است ، چنانچه فرموده‌اند : « العلم نقطة كثّرها الجاهلون » [ 11 ] جهل جاهلان او را مبسوط كرده است . لفّاظى و استعمال لغات و رعايت سجع و قوافى را سبب كثرت اوراق و تعدّد مجلّدات نموده ، اصطلاحات غير مأنوسه را به قدرى ذكر كرده‌اند كه بكلّى مقصود و معنى از ميان رفته است و نزاعها را من حيث المجموع لفظى كرده‌اند . آنچه گفته‌اند در واقع يك حرف بيش نيست ، چنانچه در تحقيق اسم اعظم اين همه اختلاف ذكر شده است و آن يك اسم را زياده از صد اسم بيان نموده‌اند و عجب اين است كه با وصف اين‌همه تعدّد و تفصيل ، هنوز ذكر آن اسم مبارك نشده است : بعضى « اللّه » را اسم اعظم دانسته‌اند و مستند به اين هستند كه اگر از براى خدا اسمى بزرگتر از اللّه بود ، به موسى بن عمران در وادى ايمن آن اسم را مىفرمود . اينكه فرموده است : « إنّى أنا اللّه » دليل اين است كه اسم اعظم « اللّه » است .